پروژه شبکه ملي آي‌پي تاکنون نام‌هاي مختلف و مناقصه‌هاي بي‌شماري را از سر گذرانده و همچنان يک پروژه سر به مهر به شمار مي‌رود. از همين‌روعصر ارتباط ، مقاله‌اي فني و تحليلي به قلم آقاي سيدحسن مقدم‌فر منتشر کرده که جزييات و اشکالات فني اين پروژه مهم را به چالش کشيده است. به اميد اينکه شرکت زيرساخت و مجريان پروژه در قالب کنسرسيوم صا ايران ،هوواوي و پرورش داده‌ها اطلاعات دقيقي در اختيار تحلیل گران و کارشناسان این حوزه قرار دهند.

1- پروژههاي بزرگ و چالشهاي آن

بي‌اغراق هميشه پروژه‌هاي بزرگ در عرصه ارتباطات و فناوري اطلاعات، حداقل در ايران چالش‌هاي فراواني داشته است. محدود بودن فضاي رقابت، کوچک بودن بازار تجاري و رقابت نامتعادل خصوصي‌ها با نيمه‌خصوصي‌ها، هميشه گريبانگير مناقصات کشور بوده است. اما در پروژه‌هاي بزرگ، آن هم پروژه‌اي که علي‌القاعده تنها يک بار بايد در يک کشور به وقوع بپيوندد، اين چالش‌ها نمود بيشتري نشان مي‌دهد. اين امر باعث مي‌شود که دلواپسي‌هاي تجاري آنچنان قوت پيدا کند که دل‌نگراني‌هاي مهندسي و فني در پروژه‌اي که مقرر است زيربناي ارتباطات کشور را بنا گذارد، کاملا به فراموشي سپرده شده و همواره اگر سخن از چرايي آن مي‌شود، برخوردهايي تجاري، سپس سياسي و در انتها قضايي صورت پذيرد. در اين رويکرد بدون آن‌که به اصل ماجرا که همانا نگراني از برون‌سپاري اشتباه يک کار مهندسي است توجه شود، به حواشي آن بيش از پيش پرداخته مي‌شود. اين مقاله سعي دارد تا به دور از حاشيه‌هاي ذکر شده، نگاهي مهندسي به ماجرا داشته باشد. بدون هيچ گونه شکسته‌نفسي، متن فوق قطعا داراي اشکالاتي خواهد بود اما اميد مي‌رود که رويکردي جديد در بررسي پروژه ملي Core & Edge سابق! و IP MPLS فعلي پديد آورد.

2- حافظه تاريخي

تقريبا تمام بخش خصوصي و نيمه‌خصوصي توانمند صنعت ارتباطات بايد به خاطر آورند که اين فرزند خلف! در ابتدا نامي ديگر به نام Core & Edge داشته و پدرخوانده‌اش شرکت ديتاي سابق!! و شرکت فناوري اطلاعات فعلي بوده است. از سال 84 که زمزمه‌هاي اجراي چنين پروژه‌اي قوت گرفت، تقريبا به مدت دو سال اگر نگوييم تمام توانايي حوزه ، لااقل بخش اعظم توان فنی حوزه ارتباطات، معطوف به نهايي کردن مناقصه‌‌اي شد که شايد براي همه روشن بود که برنده آن با توجه به پارامترهاي موجود در حواشي مناقصه، چه کسي خواهد بود. مثل تمامي مناقصات مشابه (اما در سطح کوچک‌تر) در ابتدا همه چيز رويايي مهندسي شده و تمام مکاتبات و مذاکرات فيمابين پيشنهاددهندگان و درخواست‌کنندگان در حول و حوش کيفيت، انتخاب براساس استانداردهاي قابل لمس و تامين بهترين تجهيزات از ديد مهندسي دور مي‌زد. ورود شرکت‌های چيني، باعث شد فضای مذاکرات فنی مناقصه به يکباره جايگاه مناقصه فضايي متفاوت يافته و به عوض مستندات استاندارد و تاييد شده، مستنداتي غيراستاندارد، روزپديد و بدتر از آن در نهايت به تعهدنامه‌های فني تبديل شود. بدیهی است منظور از ارایه تعهدنامه‌ها را می‌توان در مثال ساده تشربح کرد.  هرگز کسي ماشيني را تهيه نمي‌کند که توليدکننده آن به عوض آن‌که موتور ماشين را هنگام خريد، تحويل دهد، قول دادن موتور ماشين بعد از دو ماه را بدهد. و همه کساني‌که در اين حوزه فعاليت مي‌کنند، مي‌دانند که ارايه خدمات مبتني بر IPv6 موتور شبکه‌هاي ارتباطي طي دو سال آينده خواهد بود و قول ارايه آن به عوض ارايه آن، قطعا علامت سوالی جدی در صلاحیت تجهیز پدید خواهد آورد.

اين پروژه در ابتدا با حضور شرکت‌هاي قدرتمند حوزه با پیشنهاداتی مبنی بر تجهيزات کلاس A دنيا که تجربه خود را در چندين و چند شبکه قدرتمند و فعال جهاني گذرانده بودند، آغاز شد، اما در نهایت کار اینگونه خاتمه یافت که پيشنهاددهندگان بالاجبار ، نه اجباري رسمي و نه اجباري مبتني بر رويکرد مهندسي، بلکه اجباري براساس دورنماي تجاري، مجبور شدند که پيشنهادات خود را به صورت يک پيشنهاد دو رگه حاصل از مجموعه تجهيزات کلاس A دنيا و تجهيزات يکي از دو شرکت چيني ارايه کنند و جالب آن‌که در همان زمان نيز، هيچ گاه از بخش تجهيزات کلاس A درخواست اجراي پايلوت نشد و تنها مقرر کردند که تجهيزات بخش چيني به آزمون گذارده شود. مي‌توان به صراحت و بدون دغدغه، آنچه بر اين پايلوت و جواب‌هاي آن رفت را در يک گزارش جدا ارايه کرد، اما به صورت خيلي کلي به‌رغم برگزاري اين پايلوت و امتياز آوردن همه در آن‌!! هيچ‌گاه اين مناقصه به نتيجه نرسيد و حداقل، زمان مصرفي چندين و چند مجموعه شرکت ارايه‌کننده پيشنهاد و مجموعه وسيعي از حوزه دولتي مهندسي مخابرات کشور طي دو سال به باد فنا رفت.

بیشتر بدانید:   اخلال در اینترنت در چند روز گذشته تا ناتوانی در مقابل چند فیلترشکن!

پس از اين مرحله به دلايل مختلف و خصوصا تغيير ساختار نيروي انساني شرکت‌هاي فناوري اطلاعات و شرکت ارتباطات زيرساخت، پدرخوانده پروژه عوض شده و شرکت ارتباطات زيرساخت به ظاهر ولي با همان نيروي کارشناسي داخلي قبلي متولي پروژه شد و با تغييري نه چندان زيربنايي مستندات درخواست، با نامي جديد IP MPLS دوباره پا به عرصه وجود گذاشت. پس از يک بار ابطال مناقصه(بعد از حدود شش ماه)، فصل ابتدايي داستان جديد آغاز شد و پس از آن به صورتي خيلي سرراست و بدون پديد آوردن فرصت مذاکرات واقعي مهندسي، مناقصه تنها با دو شرکت‌کننده منعقد شده، طرح پايلوت يک پيشنهاددهنده و آن هم در کارخانه وي!! دريافت شد و  سپس حداقل تا قبل از اعلام رسمي نتايج پايلوت، آغاز پروژه اعلام شد؛ خيلي خيلي خلاصه!

اگرچه مي‌توان داستاني طولاني براي اين بخش از تاريخ مناقصات مخابرات نوشت اما در حوصله اين مقال نبوده و شايد اگر فرصت و عمري بود، رمان آن را روزي، کسي بنويسد.

3- چند پرسش يک شبهمهندس

کلي‌گويي شايد بزرگ‌ترين عذابي است که بر اينگونه پروژه‌ها وارد شده است و هيچ گاه زماني مناسب براي بررسي‌هاي فني دور از حواشی تجاری پدید نیامده است.  در این فضا دائما مخالفين از يک سري حدسيات و ترس از مشکلات بعدي سخن گفته‌اند و صاحبان پروژه هرگز پاسخي فني  به آن نمي‌دهند. شايعه، اساسا در بستر بي‌اطلاعي متولد مي‌شود و عجيب آن است که چرا کساني‌که از اين شايعات حداقل ضرر رواني مي‌کنند، هيچ‌گاه با ارايه مدارک متقن، در صدد آن بر نمي‌آيند تا آبروي رفته خود را به دست آورده و شايد براي هميشه منتقدين خود را به سکوت فراخوانند. بنابراين شايد بد نباشد که کوتاه اما تا حدودي قابل درک، چند سوال را که پاسخ آنان حداقل چالش‌هاي بزرگ پيش رو را رفع مي‌کنند، مطرح شده تا پاسخ آنان باعث شود که تا حدودي نگراني‌هاي مربوطه کاهش يابد. بديهي است که اين حقير خود را در اندازه يک بازرس تمام و کمال قبول نداشته و مجددا ارايه اين سوالات شايد به اميد آغازي است تا فضاي کلي‌گويي موجود در بحث‌هاي فني به گفتگوهاي دوستانه هدفمند تبديل شود.

1 .3- اصلي‌ترين سوال آن است که تعريف دورنماي هدف‌گذاري برگزاري تست و پايلوت که براساس آن آزمون‌ها تهيه شده‌اند، چه بوده است؟

2 .3- فهرست آزمون‌هاي طراحي شده براي تعیین صحت و دريافت تاييديه فني چه بوده است؟ آيا اين آزمون‌ها توسط يک شرکت آزمون‌گر داراي مدارک تاييد شده بين المللي از سازمان‌هاي موجود جهاني تهيه شده‌اند و يا لااقل آيا اين فهرست آزمون‌ها به تاييد چنين سازمان‌هایي رسيده است؟

3 .3- صحت پاسخ‌هاي دريافتي در آزمون‌هاي صورت پذيرفته را چه کسي تاييد کرده و چه مبناي دامنه‌اي براي آن وجود داشته که براساس اين منبع، محدوده موفقيت تجهيز تعيين شده باشد. به عنوان مثال در تست سرعت ماشين، مي‌توان ژيان فراموش شده را نيز تاييد کرد، مهم آن است که آزمون‌گر جدولي را که مقابلش براي تعيين محدوده مثلا رسيدن ماشين به سرعت صد دارد، براي کدام يک از موارد : دوچرخه ، موتور ، ماشين‌هاي توليدي 50 سال قبل و يا استاندارد روز دنيا استفاده می‌شود.

بیشتر بدانید:   دعوای فیس بوک و مایکروسافت بالا گرفت

4 .3 به‌طور اخص آزمون‌هاي تعريف شده و خروجي‌هاي مبحث IPv6 و خصوصا سرويس‌هاي MPLS و VPLS روي اين Stack در لايه دو و سه چه بوده‌اند‌؟

5 .3- در مهندسي نرم‌افزار و خصوصا مهندسي محصول، مساله ليسانس نرم‌افزار بسيار مهم است. اين امر در محصولاتی که در شبکه مورد استفاده قرار گرفته و يا منابع شبکه را استفاده مي‌کنند، به صورت دو بخش قيمت پايه و قيمت حق ليسانس به ازاي هر منبع و يا هر مصرف‌کننده تعيين مي‌شود. مشاهده قيمت‌هاي توليد‌کنندگان بزرگ نرم‌افزاري دنيا به وضوح بيانگر آن است که حق ليسانس در نرم‌افزار اصل، قيمت آن است. در حوزه نرم‌افزارهاي مديريت شبکه، اين امر براساس نوع تجهيز، کلاس تجهيز در محصولات توليدکننده خاص، تعداد تجهيز در شبکه، نوع سرويس‌هاي مورد نظر جهت ارايه توسط نرم‌افزار، تعداد کاربران مصرف‌کننده آن و نوع مصرف کاربري دارای بازه متنوعي در فهرست قيمت تمامي شرکت‌هاي ارايه‌کننده نرم‌افزارهاي مديريتي پديد مي‌آورد. ضمن آن‌که پيش‌بيني توسعه در تعيين Core نرم‌افزار و سخت‌افزارهاي مربوطه بسيار حائز اهميت است. آنچه به خاطر همکاران و دوستاني که مي‌شناسيم باقيمانده است‌، یکی از دلايل اصلی عدم ارايه پيشنهاد توسط بسياري از پيشنهاددهندگان، عدم شفافيت حق‌ليسانس‌هاي درخواستي در مناقصه بوده که سوال اصلي آن است که چه رويکرد ، فهرست قيمت و نحوه ارايه حق‌ليسانسي علي‌النهايه با پيمانکار، نهايي شده است؟

6 .3- مهم‌ترین بخش يک شبکه وسیع در دوران بهره‌برداري، سيستم نظارت و مديريت شبکه آن است. اگرچه توانايي بهره‌برداري توسط پشتيباني‌کنندگان  از توانمندي‌هاي سيستم نکته حایز اهمیتی است اما به هر حال تعيين آن‌که اساسا سيستم مديريت شبکه نصب شده، چه قابليت‌هاي بالقوه‌اي دارد، بسيار حائز اهميت است. به طور اخص سوال مطرح آن است که فهرست آزمون‌هاي مديريت شبکه پيشنهادي، سرويس‌هايي که مورد بررسي قرار گرفته است و گزارشات دريافتي آن چه بوده‌اند؟

7 .3 همخواني تجهيزات شبکه زيرساختي با استانداردهاي موجود و همچنين با تجهيزات ديگر نصب شده در شبکه گروهي از آزمون‌ها را تعريف مي‌کند که به آزمون‌هاي Interoperability مشهور هستند. اين بخش با توجه به Multi Vendor بودن شبکه زيرساخت کشور، اپراتورهاي موجود و آينده کشور و مصرف‌کنندگان اصلي آن  از مهم‌ترين پارامترهای تعيين تجهيزات است. آيا در توپولوژي آزمون‌های انجام شده حداقل از تجهيزات موجود شبکه از شرکت‌هاي ديگر و ارتباطات بين آنان در لايه‌هاي مرتبط امروز و برنامه‌ريزي شده آينده، تجهيزي حضور داشته است؟ آيا آزمون‌هايي براي اين امر مهم آماده و اجرا شده است؟ در صورت مثبت بودن، پاسخ به اين آزمون‌ها چه بوده است؟

8 .3- و سوال آخر، هيچ گاه در اين سال‌ها، گزارشي مستند از هسته مرکزي اپراتورهاي موجود جهان مبني بر اجراي شبکه‌اي در سطح شبکه موضوع پروژه توسط تجهيزات تاييد شده در پروژه ارايه نشده است؟ آيا هيچ گاه نمي‌توان پرسيد که هسته مرکزي شبکه China Telecom در لايه‌هاي Super Coreا، Core و Edge از چه تجهيزاتي تامين و راه‌اندازي شده است؟ بعيد به نظر مي‌رسد که سازمان‌هاي رسمي کشور مانند رگولاتوري، مرکز تحقيقات مخابرات يا حتي خود شرکت ارتباطات زيرساخت نتوانند با ارايه شرط محرمانگی به اطلاعات تجهيزات نصب شده به صورت رسمي دست يابد.

در انتها، بعيد به نظر مي‌رسد که پاسخ دادن به اين سوالات منعي از لحاظ تجاري، مبني بر آن‌که اطلاعات داخلي سازمان لو مي‌رود يا منعي از نظر امنيتي مبني بر آن‌که اطلاعات شبکه زيرساخت کشور لو مي‌رود، وجود داشته و اساسا اينگونه از سوالات بيشتر ديدگاهي مهندسي دارد تا کاربردي و به صورت مشخص مي‌توان اطلاعات آن را به ديگر مرتبطين صنعت براي استفاده از تجهيزات تاييد شده ارايه کرد.

بیشتر بدانید:   آشنایی با مزایای کار در ۱۲ شرکت معروف اینترنتی

4- مفاهيم آماري قيمت مناقصه، واريانس، دامپينگ و ديگر هيچ

بخش بزرگي از مفاهيم علم آمار به جهت بررسي، مشاهده و تعيين صحت مجموعه اعداد مهم جهاني پديد آمده است. مفاهيم انحراف معيار، واريانس و در ساده‌ترين حالت آن ميانگين قيمت‌ها در بررسي صحت ارقام ارايه شده در مناقصات هميشه کارساز بوده است. اين مقاله ديدگاهي تجاري ندارد اما اگر خارج از حواشي تجاري و سياسي لحظه‌اي درنگ کنيم، توجه کردن و شايد پاسخ دادن به سوالات زير چندان بي‌ارزش نباشد:

1 .4 چند سالي است که مساله دامپينگ قيمت مناقصات توسط شرکت‌هاي چيني، در تمام نقاط جهان مطرح شده و در برابر آن مقاومت‌هاي جدي مي‌شود. اين مطلب در ايران نيز سال‌ها به کرات گفته شده اما هيچ گاه قانوني تدوين نشده و يا کنترلي صورت نگرفته است. آيا واقعا امکان‌پذير است که يک تجهيز تمامي امکانات تجهيز ديگر را داشته باشد و حتي گاهي بيش از آن تجهيز نیز  امکانات ارایه کند و قيمت آن نصف قيمت رقيب باشد؟ به محيط اطرافمان نگاه کنيم. لازم نيست که خيلي دور برويم. آيا واقعا در داد و ستدهای روزانه ما اين امکان وجود دارد که در يک خريد ساده از يک سوپرمارکت‌، لباس‌فروشي و يا هر مورد ساده ديگری دو کالاي يکسان از هر لحاظ داراي قيمتي درست نصف يکديگر باشند؟

2 .4 از آن رو که تمام نگرانی‌ها در مورد پروژه‌اي ملي است، بدیهی به نظر می‌رسد که ديدگاهي بين‌المللي به آن داشته باشيم. چگونه امکان دارد که يک محصول در داخل ايران توسط شرکت توليدکننده آن (توجه بفرماييد واسطه نه ، شرکت توليدکننده آن) با قيمت کاملا متفاوتی از فروش همان تجهيز در همسايه ديوار به ديوار ما توسط شرکت توليدکننده عرضه شود؟ چه دليلي وجود دارد که قيمت يک محصول در ايران خيلي پايين‌تر از همان محصول در ديگر نقاط جهان باشد؟ اگر اين امر در سطح شايعه‌اي بزرگ است، به راحتي شرکتي که در مظان اين اتهام قرار دارد مي‌تواند با ارائه قيمت‌هاي عرضه شده توسط وي در کشوري ديگر  يا ارايه يک ليست قيمت بين‌المللي که تمامي شرکت‌هاي مشابه وي نيز دارند، غلط بودن آن را نشان داده و سخن گفتن تمام شايعه‌پراکنان را به اتمام رساند.

3 . 4 کساني‌که در هر مناقصه‌اي‌(اعم از تامين نيروي انساني خدماتي تا بزرگ‌ترين پروژه‌هاي نفتي) لااقل يک بار شرکت کرده باشند، قطعا مطلع هستند که حاشيه سود در مناقصات به حدي اندک است که اغلب امکان حتي نيم درصد تخفيف نيز وجود ندارد. حالا سوال اين است که چگونه يک شرکت مي‌تواند در زمان بازگشايي پاکات قيمت يک مناقصه رقمي بین 10 تا 20 درصد تخفيف را در قیمت خود لحاظ کرده و قرارداد مربوطه را منعقد کند. بديهي است پاسخ دادن به چنين شايعه بزرگي بسيار بسيار براي برگزارکنندگان سهل و آسان است و با ارايه رقم پيشنهادي برنده و قيمت قرارداد شده، به راحتي مي‌توان غلط بودن اين خبر را براي عموم روشن کرده و به اين ماجرا که سالي است دهان به دهان در سطح فعالان مخابرات مي‌چرخد، پاسخ داد.

شايد دیگر کافی است اگرچه براي گفتن، حرف‌هاي بسياري باقيمانده باشد، اما همين اندک ما را بس. خواهش اين کم‌ترين آن است که دوستان، همکاران و بزرگواراني که به هر اندازه در پی ارایه اين گزارش رنجيده شده‌اند، ما را به بزرگي خود ببخشند. البته مجددا تذکر اين امر و خواهش خالي از لطف نيست که خواندن اين گزارش با ديدگاهي فني پيشنهاد مي‌شود و خواندن آن از هر نوع ديگر شائبه‌هايي ذهني پديد خواهد آورد که اساسا به روح واقع در آن لطمه جبران‌ناپذيري مي‌زند.

نظر خود را بنویسید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید